|
همانگونه که می دانیم فعلاْ نیستیم تا کنکور،
ان شاء الله بعد از کنکور با رنگ و لعابی تازه، در جایی تازه، و با نگرشی تازه خدمت می رسیم.
پا نوشت: خیلی خیلی ... خیلی برام دعا کنید ...
+ پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط علی
|
جمعه شب و کمی هم شنبه صبح برف اومد.
خانم مجري برنامه کودک که مثلاً تازه از برف بازي اومده بود گفت: خوب دخترم خونه ي شما امروز برف اومده بود؟ دختر کوچولوي 8-9 ساله از پشت تلفن گفت نه. خانم مجري که انگار نمي دونست از همت به پايين تقريباً برف نيومده گفت: مگه خونه ي شما منطقه چنده؟ دخترک بعد از يک کم مکث و گوش کردن حرف هاي اطرافيان گفت 16...
+ دوشنبه 13 آذر1385ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط علی
|
به نام حضرت دوست تذکره الاولیاء عطار را دیده اید لابد، بعضی قسمت هایش را خیلی دوست دارم که یکی از آنها ذکر رابعه عدويه رحمة الله عليها است، تنها زنی که ذکرش در تذکره الاولیاء آمده ... بارها و بارها ذکر او را خوانده ام و هیچ گاه سیر نشده ام. قسمتی از آنچه درباره ی او آمده را که از اینجا گرفته ام در زیر می آورم تا شما هم به بزرگی "امّ الخیر" غبطه بخورید. قسمت زیادی را اینجا گذاشته ام، تا هر جایش را که دلتان یاری کرد بخوانید ....:
ذکر رابعه عدويه رحمة الله عليها
+ یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط علی
|
خط ویژه را که یادتون هست٬ همان خطوط پهن هویج رنگ مقطع پای شبکه خبر نشسته بودم و خانم مجری و آقای لابد کارشناس درباره ی ترافیک صحبت می کردند که بحث رسید به اتوبان چمران: خانم مجری: طرح خط ویژه در اتوبان چمران هم که برداشته شد ... آقای لابد کارشناس: بله مثل اینکه این طرح دیگه توی اتوبان چمران رعایت نمی شود. خانم مجری: بله دیگر در این اتوبان طرح خط ویژه برداشته شده و دیگر خط ویژه وجود ندارد. آقای لابد کارشناس: بله در یک اتوبان شلوغ و سه بانده مثل چمران این که یک خط را هم به خط ویژه اختصاص بدهند (آقای لابد کارشناس در حال نیشخند) خوب معلوم است که جواب نمی دهد... خانم مجری: (که خودش هم یادش آمده منبع موثقی برای خبر ندارند) البته قبلاْ در همه جای این خط ویژه مأمورین راهنمایی رانندگی ایستاده بودند که الان دیگر نیستند پس لابد این طرح در این اتوبان لغو شده البته این یک طرح آزمایشی بود ... آقای لابد کارشناس: بله ...............
نتیجه گیری منطقی : شبکه ی خبر هم خیلی خبر ندارد! نتیجه گیری فلسفی : رنگ خط ویژه را باید قرمز خال خال پشمی کنند! نتیجه گیری هویجانه : بالاخره درست می شود فقط باید کمی صبر کنیم. البته شاید کمی بیشتر از کمی!
+ چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط علی
|
کوری را شروع کرده ام، دو سه روزی می شود، اثر ژوزه ساراماگو، البته این ترجمه ای از ترجمه ی انگلیسی اثر پرتغالی است. خیلی لذت بخش است، چند وقتی بود رمان نخوانده بودم، چند سالی است که رمان به این قشنگی نخوانده ام. ترجمه اش هم خیلی زیباست. امروز مسیرم را خیلی کوتاه کرد. یک ساعت مسیر صبح حدود 30 صفحه اش را خواندم و بعد از ظهر هم همچنین. نثر خیلی گیرا و دلپذیری دارد که عادی نیست ولی زیباست. بهتان پیشنهاد می کنم بخوانیدش٬ غیر از کمی در وسط هایش بقیه اش همین جور شما را به دنبال خودش می کشد. داستانش واقعی است٬ ولی تلخ است.
- خدا را شکر جلسه هفتگی ها دوباره راه افتاده٬ جای خوبیست برای فراموش کردن غربت های دنیا
- با اجازه تان هم امروز می ریم شمال٬ به جای همه هم از آفتاب داغ و شوری دریا و هوای شرجی لذت می بریم ...
+ پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط علی
|
خوش به حال کرم ابريشم
زيرا -بالاخره- روزي پيله اش را پاره خواهد کرد
+ شنبه 10 تیر1385ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط علی
|
|