تبليغاتX
هويجانه
به نام حضرت دوست؛ بهترين راهنمايان


بالاخره به آبادي جديد نقل مكان كردم.

بالاخره وقتش شد و توانستم بروم.

بالاخره كوله بارم را از اينجا بستم تا به سرزميني ديگر مهاجرت كنم.

بالاخره ... .

حالا شما هم مي توانيد براي ديدار به آبادي جديد بياييد:

نفس آباد
+   شنبه 12 آبان1386ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط علی  | 

 

گله از یار و بسی لاف دروغ؟

عشق بازان چنین مستحق هجرانند...

 

 

پانویس: اصل این شعر جور دیگریست!

+   دوشنبه 20 آذر1385ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط علی  | 

علم كوه

جاتون خالي با يه سري از اين بر و بچ رفته بوديم علم كوه، كلي حال داد و البته از اونجایی که علم کوه دومین قله بلند ایرانه پس من هم دیگه یه کوهنورد درست و حسابی شدم! البته خیلی هم کار شاقی نکردیم چون از راحت ترین مسیرش رفتیم.

کوه جای خوبیه٬ برای شناختن دوستامون٬ برای شناختن خودمون و برای شناختن خدامون.

- عکسهای سفرمون رو هم اگه دستم برسه می زنم تا اونایی که گفتن دروغ می گی باور کنن!

- در مورد مطلب قبلی هم من از نظر دوستان برداشت کردم که ما خیلی بیشتر از زنبوره نمی فهمیم!

 

يكي از دوستان دارد مي رود حج، ولي مثل اينكه كمي كارش گير است دو قسمت از تذكرة الاولياء عطار را برايش مي آورم كه من را هم دعا کند:

اول در ذکر ذوالنون مصری رحمة الله عليه:

نقل است که گفت: در سفری بودم، صحرا پربرف بود، و گبری را ديدم دامن در سرافگنده و از صحرای برف می رفت و ازرن می پاشيد. ذالنون گفت: ای دهقان! چه دانه می پاشی؟
گفت: مرغکان چينه نيابند. دانه می پاشم تا اين تخم به برآيد و خدای رحمت کند.
گفتم: دانه ای که بيگانه پاشد -از گبری- نپذيرد.
گفت: اگر نپذيرد، بيند آنچه می کنم.
گفتم: بيند.
گفت: مرا اين بس باشد.
پس ذوالنون گفت چون به حج رفتم آن گبر را ديدم -عاشق آسا در طواف- گفت : يا اباالفيض ! ديدی که ديد و پذيرفت، و آن تخم به برآمد، و مرا آشنايی داد، و آگاهی بخشيد، و به خانه خودم خواند؟
ذوالنون از آن سخن در شور شد . گفت :خداوندا ! بهشتی به مشت ارزن به گبری چهل ساله ارزان می فروشی.
هاتفی آواز داد: حق تعالی هرکه را خواند، نه به علت خواند، و هرکه را راند نه به علت راند. تو ای ذالنون! فارغ باش که کار الفعال لمايريد با قياس عقل تو راست نيوفتد.

 

و دوم در ذکر سفيان ثوری قدس الله روحه:
نقل است که جوانی را حج فوت شده بود. آهی کرد. سفيان گفت: چهل حج کرده ام به تو دادم. تو اين آه به من دادی؟
گفت: دادم.
آن شب به خواب ديد که او را گفتند: سودی کردی که اگر به همه اهل عرفات قسمت کنی توانگر شدند.

+   دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط علی  | 

حق پیروز است

 

هنوز هم نفهمیده ام از کی شروع شد.

درست نمی دانم از کی فلسطینیان متجاوز شدند و اسرائیلیان صاحبخانه.

هیچگاه کاملاْ نفهمیدم چرا صهیونیست ها در خاورمیانه دارای حق آب و گل شدند و دیگران حق زندگی را هم از دست دادند.

تنها چیزی که بارها فهمیده ام این است که هر بار کوتاه آمده اند؛ یا فلسطینیان یا اعراب یا سیاستمداران یا دوستان یا همرزمان ....

امیدوارم این بار کوتاه نیایند

امیدوارم این بار کوتاه نیایند

امیدوارم این بار کوتاه نیایند ...

+   پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط علی  | 
از اول جام دوست داشتم ایتالیا ببره. به غیر از بازی آخر، شاید فقط به خاطر زیدان. نمی دونم که چی گفت بهش، یا اینکه چی کار کرد اما می دونم از قبل تصمیم گرفته بود بعد این کار رو کرد یعنی می دونست چی کار می کنه ... خوب در هر صورت رفت، خدانگهدار.
+   سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط علی  | 

به نام خدا

لا نكلّف الله نفساً الا وسعها

خداوند كسي را تكليف نكند مگر به اندازه ي وسعش

 

اين آيه را ديشب براي n امين بار در زندگيم شنيدم، در يك لحظه چند معني از آن به ذهنم خطور كرد:

اينكه خدا از هيچ كس بيشتر از آنكه دارد نمي خواهد،

اينكه خدا از هر كسي فقط آنقدر كه دارد انتظار دارد،

خدا هر كسي را مسئول چيز هايي قرار داده كه به او داده،

اينكه هر كسي بايد با هر چه كه دارد تلاش كند و به دنبال چيز هاي تخيلي نباشد،

هر كسي بايد به آنچه پيش رو دارد فكر كند نه آنچه شايد خواهد داشت،

اگر چيزي را نداري نگران نباش، اگر آن را داشتي نگران شو ... .

گلابي وظيفه اش اين است خوب زيبا و رسيده شود تا آنكه او را با لذت بخورند.

 

نمي دانم كه عكس قضيه هم برقرار است يا نه؟:

به هر كس هر چقدر بيشتر وسع داده شده، خدا از او بيشتر مي خواهد

 

 اگر عكس قضيه هم درست باشد :

اگر بيشتر داري بايد بيشتر تلاش كني،

اگر وسع تو بيشتر از بقيه است انتظار بيشتري از تو دارند،

اگر كمتر داري نبايد كمتر تلاش كني ولي اگر به نتيجه ي كمتري نرسيدي مشكلي ندارد،

اگر چيزي داري بايد از آن استفاده كني،

اگر تو آدم پول داري هستي نمي تواني مانند ندار ها زندگي كني،

اگر تو آدم بي پولي هستي نبايد مانند پولدار ها زندگي كني،

هر نعمتي كه به تو داده شده علتي دارد، اشتباه نشده،

همه بايد تا دم مرگ زندگي كنند ...

 

+   چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط علی  |