|
به مناسبت اینکه ۴ روز پیش عید غدیر بود براتون چند تا لطیفه ی هویجی می زنم:
اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟» دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.» تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره! به يه خرگوشه ميگن هويج دوست داري؟ ميگه آره. ميگن چرا؟ ميگه هويجوري!
+ پنجشنبه 21 دی1385ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط علی
|
چند وقتی است دلم ساکن کوی دگریست سر بر آورده و آشفته به سوی دگریست ...
در راستای رسیدن شب یلدا، "عمرتون صد شب یلدا ..." به عنوان مزخرف ترین کوته پیام این شب برگزیده شد. برای اینکه حال کسی رو بگیرید می تونید حداقل ۲-۳ بار براش بفرستید.
خوشبختانه انتخابات هم بدون هیچ حرف و حدیثی برگزار شد [...] و اصلاْ مشکلی پیش نیومد فقط شما رو به خدا به این سیما جون بگید که اون هم بدونه!
+ چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط علی
|
می خواهی چه بشوی؟ چگونه بشوی؟ ...
بعد از اینکه فهمیدی٬ سنجیدی و تصمیم گرفتی باید به سویش بروی و این شاید تازه شروع راه است .......
+ شنبه 11 آذر1385ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط علی
|
بيچاره هويج! کسي به او کمک نمي کند؛ کسي هم که او را از جاک بيرون مي کشد مي خواهد او را بخورد!
+ جمعه 10 آذر1385ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط علی
|
الآن که چند وقتي است درس مي خوانم (مثلاً يا واقعاً بماند) گاهي ميان اوراق درسي مطالبي نامربوط مي نويسم. بعضي هايشان که قشنگ ترند را برايتان در دسته "تکه هاي هويج" مي گذارم تا شما هم ذهنتان مشوّش شود:
توجه! شايد تفاوت انسان و حيوان همين باشد، شايد هم تفاوت آنهايي که نجات پيدا کرده اند و آنهايي که گرفتار شده اند: توجه.
+ چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط علی
|
|