اگر کوتاه نیایند


حق پیروز است

 

هنوز هم نفهمیده ام از کی شروع شد.

درست نمی دانم از کی فلسطینیان متجاوز شدند و اسرائیلیان صاحبخانه.

هیچگاه کاملاْ نفهمیدم چرا صهیونیست ها در خاورمیانه دارای حق آب و گل شدند و دیگران حق زندگی را هم از دست دادند.

تنها چیزی که بارها فهمیده ام این است که هر بار کوتاه آمده اند؛ یا فلسطینیان یا اعراب یا سیاستمداران یا دوستان یا همرزمان ....

امیدوارم این بار کوتاه نیایند

امیدوارم این بار کوتاه نیایند

امیدوارم این بار کوتاه نیایند ...

Most Wanted در روز زن

NFS Most Wanted

خیلی حالت گرفته است٬ چند وقته استادها٬ رفیق های شلغم و گرمای تابستون اعصابتو خورد کرده. خسته و درب و داغون میای خونه اما ... اما نعمت از آسمون افتاده پایین! داداشم رفته بود پیش یکی از فامیل ها و اونم به عنوان هدیه بهش یه دی وی دیِ NFS Most Wanted داده بود بیاره بازی کنه ...

حدود 4GB جای خالی می خواد، اوووووَه، بعد از یه ربع نصب شدن و 5 دقیقه ور رفتن با قفلش بالاخره بازی میاد بالا:

گرافیکش نسبت به UnderGround 1 و همچنین 2 خیلی بالاتره البته لازم نیست حتماً کارت گرافیکی تون رو عوض کنید، صداش هم تو مایه های همون قبلی هاست و کنترل ماشینهای ضعیف نسبت به قبلی ها کمی بدتر شده اما دو چیز خیلی عالی داره که یکی روایت داستان بسیار زیبا با استفاده از کاراکترهای واقعی و جلوه های ویژه ی بازی اِ که فقط باید دید. البته باید یه مقداری انگلیسی تون بهتر از بازی های قبل باشه تا داستان رو راحت بفهمید.

خلاصه اینکه اگه خیلی از زندگی خسته شدین می تونید با این بازی تا چند روز دیگه خودکشی رو عقب بندازید.

 

- تولد حضرت فاطمه (س) و روز مادر و روز زن رو به همه مادر ها؛ آنهایی که انشاالله مادر می شوند و اونهایی هم که هیچ وقت مادر نمی شند (مثل خودمون) تبریک می گم.

خداحافظ زیدان

از اول جام دوست داشتم ایتالیا ببره. به غیر از بازی آخر، شاید فقط به خاطر زیدان. نمی دونم که چی گفت بهش، یا اینکه چی کار کرد اما می دونم از قبل تصمیم گرفته بود بعد این کار رو کرد یعنی می دونست چی کار می کنه ... خوب در هر صورت رفت، خدانگهدار.

پروژه نویسی هویجانه

بعد از یک هفته بالاخر تونستم یه نفسی بکشم، آخه تو این هفته و هفته ی دیگه سه تا پروژه دارم و داشتم که اولیش رو دیروز دادم. نکته مثبت ماجرا اینه که یه پروژه رو داریم به سه تا استاد می دیم اما خوب نکته منفی هم زیاد داره:

پروژه مون یه سیستم رزرو بلیط آنلاین برای سینماست که باید از یه پایگاه داده درست و حسابی هم استفاده کنیم. برای اینکه نمره ی خوبی بگیریم تصمیم گرفتیم برای ساختن صفحات سایت از JSP استفاده کنیم از Oracle DataBase هم به عنوان پایگاه داده استفاده کنیم. تا امروز تونستیم فرم های اصلی مون رو با JDeveloper درست کنیم و Query ها رو هم بنویسیم. البته هنوز نتونستیم به پایگاه داده Oracle وصل بشیم و صفحات خطامون هم ناقصه و فارسی هم نشده و روی هم رفته هم کلی کار داره .

یک نکته جالب دیگه هم اینه که وقتی برنامه مون که با تمام اضافاتش حدود 700 مگابایت RAM می خواد، روی کامپیوتر من با 500 تا رم اجرا میشه  کامپیوترم شبیه زرافه هایی میشه که یه هویجِ پوست نکنده تو گلوشون گیر کرده و دارن خفه می شن ....

 

خیلی برام ناراحت نشید فقط نوشتم که بگم این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود........

 

- این بلاگفا هم خیلی قاطه! کلی نوشته بودم تا دکمه ثبت رو زدم user&pass پرسید و بعد هم هر چی نوشته بودم پاک کرد ...

کرم ابريشم

خوش به حال کرم ابريشم
زيرا
-بالاخره-
روزي
پيله اش را پاره خواهد کرد

انرژی آلفا

هیچ منظور بدی در کار نیست؛ ديدم جالب است، گفتم شما هم بدانيد:

برنامه صبح بخير ايران ساعت 8:41
آقاي کارشناس : مغز ما دو نوع انرژي ساطع مي کند : آلفا و بتا.
البته 4 نوع است گاما و تتا هم هست که اين دو نوع چون در خواب است خيلي ارادي نيست مگر با رياضت و کارهاي ديگه.
انرژي آلفا در حالت عادي منتشر ميشه مثلاً وقتي چشم بازه و در حالت عادي هستيم
انرژي بتا در حيني منتشر ميشه که مثلاً چشم هامون رو مي بنديم و يا مثلاً در حاليکه يک چرت کوچولو مي زنيم و بعد همه خستگيمون از تنمون در ميره.
چند کار هست که انرژي آلفا رو بيشتر مي کنه که باعث احساس بيشتري مي شه؛
مثلاً اينکه کاري رو از روي عادت انجام نديم وقتي که کاري رو از روي عادت انجام مي ديم انرژي آلفا کمتر ميشه.
.....
مثلاً مي تونيم براي اينکه انرژي آلفا بيشتر بشه راحت روي يه صندلي بشينيم، کاملاً راحت و همه ي ماهيچه هامون رو شل کنيم.
چون که به نفس کشيدن سريع عادت داريم مي تونيم نفس عميق بکشيم تا انرژي آلفا بيشتر بشه.
مي تونيم حتي به چيزهاي دلخواهمون هم فکر کنيم مثل يک باغ بزرگ يا اينکه توي دريا هستيم. من جون خودم از کارتون سرنديپيتي خوشم ميوند فکر مي کنم که پشت سرنديپيتي نشستم و توي دريا دارم ميرم.
با همه ي اين کارا مي تونيم انرژي آلفا رو بيشتر کنيم ...

خط ویژه

به نام خدا

 

جديداً چند اتوبان خط ويژه دار شده اند؛ من "چمرانش" را ديده ام،

- صحنه يک، قبل از اختراع و پياده سازي خط ويژه:
اتوبوس ما يعني اتوبوس شرکت واحدي که ما سوارش بوديم سر بالايي را با ماشين هاي ديگر مي رفت، هر جا اتوبان خلوت بود چون اين اتوبوس ها جديد به خط آمده اند گازش رو مي گرفت و بين ماشين هاي کندرو ويراژ مي داد.
هر جا هم که ترافيک بود به خاطر عظمت قضيه خوب ما کمي کندتر از بقيه مي رفتيم ...

- صحنه دو، بعد از اختراع و پياده سازي خط ويژه:
يک خط نارنجي شبيه رنگ هويج (که وقتي مي ري روش ماشين صداي دارکوب مي ده) خط سوم را توي اتوبان سه بانده از بقيه باندها جا کرده.
اتوبوس ما يعني اتوبوس شرکت واحدي که ما سوارشيم سر بالايي را با سرعت ماشين هاي ديگر مي ره، هر جا اتوبان خلوت باشه چون اين اتوبوس ها جديد به خط آمده اند گازش رو مي گيره و تو خط ويژه خدايي مي کنه، البته هر 500 متر يه بار يه دونه از اين وانت هاي غازغازو با يه بار پر از سبزيجات از هويج گرفته تا کلم بروکلي باعث مي شه که اتوبوس ما از خط ويژه به خط سرعت تغيير باند بده و دوباره برگرده، هر 999 متر يه بار هم يه دونه از اين ميني بوس هاي گازگازوي در حال موت همين اتفاق رو پيش مياره، دوباره هر 501 متر يه بار هم يکي از خودروهاي کارخونه هاي خودمون (البته بيشتر سايپا) خراب شده و وسط خط ويژه منتظر ماشين هاي امداد اتوباني شده باعث قضيه مي شه؛ البته ناگفته نماند که هر يکي دو کيلومتر هم نوبت خروجي هاي اتوبانِ که خط ويژه ي ما رو تبديل به محل عبور و مرور ماشين کوچولوها کنه.
هر جا که ترافيکِ کمي باشه خوب به ما ربطي نداره، اتوبوس ما گاز رو مي گيره و هر ماشين "غير ويژه" اي هم که بياد تو خط انقدر براش بوق مي زنه تا بره تو حقوق خودش.
هر جا هم که ترافيک سنگين باشه ديگه کسي به خط ويژه توجهي نمي کنه (حتي پليس ها) و اتوبان مي شه مثل خيابون شوش و ميدان توحيد.
...


اما سوال اصلي که به وجود مياد چيه؟
سوال هایي که براي من پيش اومد اين بود که: اين طرح خوب است يا نه؟
اين طرح چه نقص هاي دارد؟
آيا کار مجري اين طرح درست بوده؟
آيا کسي که اين طرح رو داده درست کار خودش رو انجام داده؟
آيا علت اين که اين طرح داده شده علت قابل قبولي بوده؟
يا ...
آيا من باید تمامي مشکلات اين طرح را هِي به خودم يادآوري کنم؟
يا من اصلاً بايد به همچين قضيه اي فکر کنم يا نه؟
يا بهتر من اجازه دارم به اين قضيه يا راه حل ترافيکي فکر کنم يا نه؟
يا بدتر براي من فايده اي دارد که به همچين چيزي فکر کنم يا نه؟

..............................................................................؟

 

البته يه نکته جالب هم هست که الان ماشين هاي امدادي (آمبولانس هاي خودمون و ...) الان به جاي خط سرعت، توي لاين اول (خط ويژه خودمون) مي رن و آژير مي کشن ... .